قرار بود باسواد شویم

خرید بک لینک

قرار بود با سواد شویمیک عمر صبح زود بیدار شدیملباس فرم پوشیدیمصبحانه خورده و نخوردهخواب و بیدارخوشحال یا ناراحتبا ذوق یا به زور... راه افتادیم به سمت مدرسه!قرار بود با سواد شویمروی نیمکت های چوبی نشستیمصدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می خوردمثل یک پرنده که در قفسش باز می شوداز خوشحالی پرواز کردیمقرار بود با سواد شویمبند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم به ما دیکته گفتندتا درست بنویسیمگفتنداز روی غلط هایت بنویستا یاد بگیری،ما نوشتیم و یاد گرفتیمقرار بود با سواد شویماز شعر گفتنداز گذشته های دور گفتنداز مناطق حاصل خیز گفتنداز جامعه گفتنداز فیثاغورث گفتنداز قانون جاذبه گفتنداز جدول مندلیف گفتند...استرسترسنگرانیدلهرهحرف مردم...شب بیداری و تارک دنیا شدنکنکور شوخی نداشت!باید دانشجو می شدیم!قرار بود با سواد شویمدانشگاه و جزوه و کتاب و امتحان و نمره و معدل... تمام شدتبریک ...حالا ما دیگر با سواد شدیمفقط می خواهم چند سوال بپرسم...ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟ ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟ ما چقدر سواد رابطه داریم؟ ماچقدر سواد دوست داشتن داریم؟؟ ماچقدر سواد انسانیت داریم؟ و ما چقدر سواد زندگی داریم؟قرار بود با سواد شویم…  

جاده میرقصد به ساز بی مهابا راندنت...

ما را در سایت جاده میرقصد به ساز بی مهابا راندنت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 17:46

صفحه بندی